هر کس که بر تو ... مینماید دشمن تو نیست
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

میخوام یه قصه براتون بگم : "در یک شب سرد زمستانی, یک جوجه گنجشک کوچیک, تنهایی تو آشیانه نشسته بود. این جوجه, که تازگیها پر درآورده بود, فکر میکرد که خیلی بزرگ شده و دیگه عقاب هم نمیتونه به گردش برسه و وقتشه که پرواز کنه؛ آروم اومد کنار آشیونه, بالاشو باز کرد و زرتی پرید پائین! احمق کوچولو که هنوز بالهاش تحمل وزنشو نداشتن, مثل یه تیکه سنگ افتاد رو زمین و لنگ در هوا موند. خوشبختانه, روی زمین برف زیادی نشسته بود و گنجشک ما, طوریش نشد. اما چون خیلی دردش اومده بود نمیتونست از جاش بلند شه و همون جا نشست و شروع کرد به جیک جیک کردن.

یک گاو مهربون که اونشب اومده بود تو جنگل چادر زده بود تا از هوای آزاد لذت ببره, با شنیدن سر و صدای این گنجشک, چرتش پاره شد و اومد ببینه چه خبره... تا گنجشک رو دید, دوزاریش افتاد که جریان چیه... با لحن صاف و ساده ای گفت : "خانم به نظرم شما به دردسر افتادین, باید کمکتون کنم". اون موقع شب تو جنگل, موبایل آقا گاوه راه نمیداد که به پلیس 110 زنگ بزنه و کمک بخواد. تازه فرضاً آنتن هم میداد فرق زیادی نمیکرد... گنجشک که چشمش به قد و بالا و هیکل آرنولدی گاوه افتاد, چند تا از این قلبای صورتی اطرافه کله اش ظاهر شد و با لحنی سوزناک گفت : "ای گاو عزیز, ای که در این جنگل سرد و شب ظلمانی به نجات من اومدی! بدادم برس که دارم یخ میزنم! کمکم کن... کمکم کن...نذار اینجا تک و تنها بمونم..."

گاوه که نصف حرفای گنجشک رو نفهمیده بود, شروع به فکر کردن و آنالیز موقعیت کرد و دید که این گنجشک اگه بخواد تا صبح رو برفا بمونه, حتماً یخ میزنه. ارتفاع آشیانه اش هم که زیاده و دست گاوه بهش نمیرسه. پلیس 110 هم که در دسترس نمیباشد. آتیش هم که نمیشه درست کرد... این بود که تصمیم نهایی رو گرفت! بدون توجه به جیغ و دادهای گنجشک نق نقو, پشتشو بهش کرد, دمشو برد بالا, کمی تمرکز کرد و ناگهان یک تاپاله بزرگ, داغ و بوگندو روی سر گنجشک انداخت!! گنجشکه که از تعجب و عصبانیت برق سه فاز از کله اش پریده بود, سرشو از وسط تاپاله بیرون آورد و چاک دهنشو باز کرد و هرچی فحش آب نکشیده بود, حواله هیکل گاوه کرد... گاوه بدون توجه به این جیغ و دادها, بدون اینکه حتی سرشو برگردونه, راهشو گرفت و رفت...

گنجشکه که اصطلاحاً به هیکلش ر... شده بود, بنا به جیغ و داد و گریه و زاری رو گذاشت! احمق اصلاً به این نکته فکر نکرده بود که دیگه سرما اذیتش نمیکنه و نوکش به هم نمیخوره, فقط فکرش این بود که چرا روح لطیف و شاعرانش توسط یک گاو بیشعور و بی احساس اینجوری لگد مال شده! برای همین همش در حال جیغ و داد و جیک جیک کردن بود...

تا اینکه این جیغ و دادها به گوش روباه زبلی که اون اطراف زندگی میکرد رسید؛ روباهه سوار پژو 206 نقره ای رنگش شد و فوری خودشو به محل سر و صدا رسوند و با یک فروند بچه گنجشک چاق و چله وسط مقدار متنابهی تاپاله روبرو شد! روباهه به سرعت خودشو به کنار گنجشک رسوند و روی زمین زانو زد و با لحن سوزناکی (تو مایه های محمد رضا گلزار) گفت : "Oh My GOD!!! خانم عزیز! کی این بلا رو سر شما آورده!؟ کدوم حیوون پست فطرت و دیو سیرتی تونسته به هیکل ظریف شما .... بکنه!؟"

گنجشکه که با دیدن این روباه خوشتیپ و خوش سر و زبون, یه کمی جا خورده بود, خودشو جمع و جور کرد و در حالی که سعی میکرد با احساس و سوز و گداز هر چه بیشتر حرف بزنه گفت : "اوه, آقای روباه! شما باید احتمالاً یه فرشته باشین که خدا برای من رسونده! من برای گردش از آشیانه اومده بودم بیرون که یک گاو بی نزاکت منو دید و "بدون هیچ دلیلی", با وقاحت تمام, عملی رو که باید روی قبر پدرش انجام میداد با من انجام داد!".

روباهه گفت : "الهی این گاوا جز جیگر بزنن و رو تخت مرده شور خونه بیفتن که اصلاً یه ذره درک و شعور و احساس ندارن! آخه این طرز رفتار با یه خانمه!؟!". گنجشکه که کم کم دوسه تا از این قلبهای صورتی اطراف کله اش ظاهر شده بود و قلبش تالاپ تالاپ صدا میکرد گفت : "وای خدا, شما چقدر جنتلمن و با شخصیت هستین...". روباهه با فروتنی ساختگی گفت : "عرض کنم که, بنده همیشه در خدمتگذاری شما حاضرم. اصلاً انگار از همون روز اول من و شما رو واسه هم ساختن... به نظرم بهتره که در محل مناسبتری در این مورد مفصلاً صحبت کنیم. چون من احساس میکنم شما به یک حمام گرم و کمی کاپوچینو احتیاج دارین تا حالتون بهتر بشه.."

خلاصه سرتونو درد نیارم, روباه فوری گنجشکه رو سوار ماشینش کرد و سه سوت برد خونشون. یه آهنگ Bryan Adams براش گذاشت و خودش رفت تو حموم و وانو پر کرد و چند تا شامپوی معطر و کف و این جور چیزا توش ریخت و به گنجشکه گفت که تا اون حموم میگیره, روباه هم ترتیب شام رو میده. گنجشگه که دیگه حسابی عقشولی شده بود, رفت تو حموم و روباه هم رفت تو آشپزخونه و مشغول انجام یه عملیاتی شد... گنجشکه که از حموم اومد بیرون, روباهه یه گیلاس "آب آلبالو" داد دستش و گفت عزیزم اینو بخور گرمت میکنه. بعدش نشستن و گنجشکه داستان زندگیشو برای روباه شرح داد که اصلاً از همون لحظه که از تخم بیرون اومده کسی درکش نکرده و با همه مشکل داره و بابا مامانش نمیزارن که بره و با بچه کلاغا بازی کنه و غیره و خلاصه اونم زده بیرون تا به تنهایی و در آزادی زندگی کنه و برای خودش شعر بگه و خوش باشه...

روباهه چشماش برقی زد و گفت : "وای خدا, باورم نمیشه! شما عجب فهم و شعور بالایی دارین! از سن خودتون خیلی بالاتر فکر میکنید... خیلی برام جالبه. درک و شعور و هوش و ذکاوت شما با زیباییتون هماهنگی کاملی داره." گنجشگه که از این تعریف روباهه کلی ذوق کرده بود یه کمی قرمز شد و چیزی نگفت. احساس خستگی میکرد و خمیازه کوچیکی کشید. روباهه فوری شستش خبردار شد که شربت آلبالو داره کارخودشو میکنه. گفت : "به نظرم فعالیتهای امروز باید شما رو خسته کرده باشه, من پیشنهاد میکنم که برید و کمی استراحت کنید. من جسارتاً یه اتاق خواب اختصاصی براتون درنظر گرفتم که اگه اجازه بدین راهنمائیتون کنم." گنجشکه که دیگه حال حرف زدن نداشت, تو بغل روباهه افتاد و روباه هم به حالت یک سردار فاتح, اونو تو دستاش گرفت و به طرف آشپزخانه به راه افتاد... در اجاق ماکروفر رو باز کرد و گنجشک خواب آلود رو وسط سینی مخصوص قرار داد و در اجاق رو بست. دستگاه رو روی "پخت فوری در سه دقیقه" تنظیم کرد و دکمه رو زد!!!! :((

وقتی گاو این ماجرا رو از کلاغی که ظاهراً از عوامل مخفی سیا بود شنید گفت :

"هر کس که بر تو ... مینماید دشمن تو نیست و هر کس هم که تو را از ... درمی آورد, لزوماً دوست تو نیست." :


 
هر کس که بر تو ... مینماید دشمن تو نیست
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

میخوام یه قصه براتون بگم : "در یک شب سرد زمستانی, یک جوجه گنجشک کوچیک, تنهایی تو آشیانه نشسته بود. این جوجه, که تازگیها پر درآورده بود, فکر میکرد که خیلی بزرگ شده و دیگه عقاب هم نمیتونه به گردش برسه و وقتشه که پرواز کنه؛ آروم اومد کنار آشیونه, بالاشو باز کرد و زرتی پرید پائین! احمق کوچولو که هنوز بالهاش تحمل وزنشو نداشتن, مثل یه تیکه سنگ افتاد رو زمین و لنگ در هوا موند. خوشبختانه, روی زمین برف زیادی نشسته بود و گنجشک ما, طوریش نشد. اما چون خیلی دردش اومده بود نمیتونست از جاش بلند شه و همون جا نشست و شروع کرد به جیک جیک کردن.

یک گاو مهربون که اونشب اومده بود تو جنگل چادر زده بود تا از هوای آزاد لذت ببره, با شنیدن سر و صدای این گنجشک, چرتش پاره شد و اومد ببینه چه خبره... تا گنجشک رو دید, دوزاریش افتاد که جریان چیه... با لحن صاف و ساده ای گفت : "خانم به نظرم شما به دردسر افتادین, باید کمکتون کنم". اون موقع شب تو جنگل, موبایل آقا گاوه راه نمیداد که به پلیس 110 زنگ بزنه و کمک بخواد. تازه فرضاً آنتن هم میداد فرق زیادی نمیکرد... گنجشک که چشمش به قد و بالا و هیکل آرنولدی گاوه افتاد, چند تا از این قلبای صورتی اطرافه کله اش ظاهر شد و با لحنی سوزناک گفت : "ای گاو عزیز, ای که در این جنگل سرد و شب ظلمانی به نجات من اومدی! بدادم برس که دارم یخ میزنم! کمکم کن... کمکم کن...نذار اینجا تک و تنها بمونم..."

گاوه که نصف حرفای گنجشک رو نفهمیده بود, شروع به فکر کردن و آنالیز موقعیت کرد و دید که این گنجشک اگه بخواد تا صبح رو برفا بمونه, حتماً یخ میزنه. ارتفاع آشیانه اش هم که زیاده و دست گاوه بهش نمیرسه. پلیس 110 هم که در دسترس نمیباشد. آتیش هم که نمیشه درست کرد... این بود که تصمیم نهایی رو گرفت! بدون توجه به جیغ و دادهای گنجشک نق نقو, پشتشو بهش کرد, دمشو برد بالا, کمی تمرکز کرد و ناگهان یک تاپاله بزرگ, داغ و بوگندو روی سر گنجشک انداخت!! گنجشکه که از تعجب و عصبانیت برق سه فاز از کله اش پریده بود, سرشو از وسط تاپاله بیرون آورد و چاک دهنشو باز کرد و هرچی فحش آب نکشیده بود, حواله هیکل گاوه کرد... گاوه بدون توجه به این جیغ و دادها, بدون اینکه حتی سرشو برگردونه, راهشو گرفت و رفت...

گنجشکه که اصطلاحاً به هیکلش ر... شده بود, بنا به جیغ و داد و گریه و زاری رو گذاشت! احمق اصلاً به این نکته فکر نکرده بود که دیگه سرما اذیتش نمیکنه و نوکش به هم نمیخوره, فقط فکرش این بود که چرا روح لطیف و شاعرانش توسط یک گاو بیشعور و بی احساس اینجوری لگد مال شده! برای همین همش در حال جیغ و داد و جیک جیک کردن بود...

تا اینکه این جیغ و دادها به گوش روباه زبلی که اون اطراف زندگی میکرد رسید؛ روباهه سوار پژو 206 نقره ای رنگش شد و فوری خودشو به محل سر و صدا رسوند و با یک فروند بچه گنجشک چاق و چله وسط مقدار متنابهی تاپاله روبرو شد! روباهه به سرعت خودشو به کنار گنجشک رسوند و روی زمین زانو زد و با لحن سوزناکی (تو مایه های محمد رضا گلزار) گفت : "Oh My GOD!!! خانم عزیز! کی این بلا رو سر شما آورده!؟ کدوم حیوون پست فطرت و دیو سیرتی تونسته به هیکل ظریف شما .... بکنه!؟"

گنجشکه که با دیدن این روباه خوشتیپ و خوش سر و زبون, یه کمی جا خورده بود, خودشو جمع و جور کرد و در حالی که سعی میکرد با احساس و سوز و گداز هر چه بیشتر حرف بزنه گفت : "اوه, آقای روباه! شما باید احتمالاً یه فرشته باشین که خدا برای من رسونده! من برای گردش از آشیانه اومده بودم بیرون که یک گاو بی نزاکت منو دید و "بدون هیچ دلیلی", با وقاحت تمام, عملی رو که باید روی قبر پدرش انجام میداد با من انجام داد!".

روباهه گفت : "الهی این گاوا جز جیگر بزنن و رو تخت مرده شور خونه بیفتن که اصلاً یه ذره درک و شعور و احساس ندارن! آخه این طرز رفتار با یه خانمه!؟!". گنجشکه که کم کم دوسه تا از این قلبهای صورتی اطراف کله اش ظاهر شده بود و قلبش تالاپ تالاپ صدا میکرد گفت : "وای خدا, شما چقدر جنتلمن و با شخصیت هستین...". روباهه با فروتنی ساختگی گفت : "عرض کنم که, بنده همیشه در خدمتگذاری شما حاضرم. اصلاً انگار از همون روز اول من و شما رو واسه هم ساختن... به نظرم بهتره که در محل مناسبتری در این مورد مفصلاً صحبت کنیم. چون من احساس میکنم شما به یک حمام گرم و کمی کاپوچینو احتیاج دارین تا حالتون بهتر بشه.."

خلاصه سرتونو درد نیارم, روباه فوری گنجشکه رو سوار ماشینش کرد و سه سوت برد خونشون. یه آهنگ Bryan Adams براش گذاشت و خودش رفت تو حموم و وانو پر کرد و چند تا شامپوی معطر و کف و این جور چیزا توش ریخت و به گنجشکه گفت که تا اون حموم میگیره, روباه هم ترتیب شام رو میده. گنجشگه که دیگه حسابی عقشولی شده بود, رفت تو حموم و روباه هم رفت تو آشپزخونه و مشغول انجام یه عملیاتی شد... گنجشکه که از حموم اومد بیرون, روباهه یه گیلاس "آب آلبالو" داد دستش و گفت عزیزم اینو بخور گرمت میکنه. بعدش نشستن و گنجشکه داستان زندگیشو برای روباه شرح داد که اصلاً از همون لحظه که از تخم بیرون اومده کسی درکش نکرده و با همه مشکل داره و بابا مامانش نمیزارن که بره و با بچه کلاغا بازی کنه و غیره و خلاصه اونم زده بیرون تا به تنهایی و در آزادی زندگی کنه و برای خودش شعر بگه و خوش باشه...

روباهه چشماش برقی زد و گفت : "وای خدا, باورم نمیشه! شما عجب فهم و شعور بالایی دارین! از سن خودتون خیلی بالاتر فکر میکنید... خیلی برام جالبه. درک و شعور و هوش و ذکاوت شما با زیباییتون هماهنگی کاملی داره." گنجشگه که از این تعریف روباهه کلی ذوق کرده بود یه کمی قرمز شد و چیزی نگفت. احساس خستگی میکرد و خمیازه کوچیکی کشید. روباهه فوری شستش خبردار شد که شربت آلبالو داره کارخودشو میکنه. گفت : "به نظرم فعالیتهای امروز باید شما رو خسته کرده باشه, من پیشنهاد میکنم که برید و کمی استراحت کنید. من جسارتاً یه اتاق خواب اختصاصی براتون درنظر گرفتم که اگه اجازه بدین راهنمائیتون کنم." گنجشکه که دیگه حال حرف زدن نداشت, تو بغل روباهه افتاد و روباه هم به حالت یک سردار فاتح, اونو تو دستاش گرفت و به طرف آشپزخانه به راه افتاد... در اجاق ماکروفر رو باز کرد و گنجشک خواب آلود رو وسط سینی مخصوص قرار داد و در اجاق رو بست. دستگاه رو روی "پخت فوری در سه دقیقه" تنظیم کرد و دکمه رو زد!!!! :((

وقتی گاو این ماجرا رو از کلاغی که ظاهراً از عوامل مخفی سیا بود شنید گفت :

"هر کس که بر تو ... مینماید دشمن تو نیست و هر کس هم که تو را از ... درمی آورد, لزوماً دوست تو نیست." :


 
زندگی همچنان ادامه دارد
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

سلام دوستان من آرش هستم 29 ساله از فرانکفورت دوسته امین عزیز 

قصد دارم اینجا را اپ کنم البته کلا از مطالب خوده ایشون هست که به صورت فایل در اختیار من گزاشتن

1.دوستان خواهش انقدر ضایع بازی در نیارن و توی کامنت ها شماره تلفن نزارین که کلا با اصول این وبلاگ کاملا متضاده اینجا سبک زندگی به شما یاد داده می شود و شده نه اینکه شماره بزارین

2.اگر نقطه نظری دارید ممنون می شم بیان کنید


 
دروووووووود
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سلام من کاوه یکی از دوستان امین هستم 

ایشون الان آلمان هستند انشالا اوایل مهر میاد و امیدوارم مطالب جدید رو بیاره و بزاره!

 


 
یادداشتهای آقای باند - قسمت دوم (آخر)
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:


- همیشه در اوج آمادگی باشید : اشتباه عمده ای که اکثر پسرها میکنن اینه که همیشه با ظاهر خیلی آشفته و نامرتب, مقدار زیادی ته ریش و بوی بد عرق اینور اونور میرن و تازه نق میزنن که چرا نمیتونن دوست دختر پیدا کنن. ببینید, اصولا کلمه "تیپ زدن" رو از ذهنوتون پاک کنید! شما باید همیشه در بهترین وضع ممکن ظاهری باشید. هیچ وقت نمیشه پیشبینی کرد که کی و کجا ممکنه با کسی روبرو بشید که توجهتون رو جلب کنه! عادت کنید که همیشه, با ظاهر مرتب و تمیز اینور اونور برید. جیمز باند فقط وقتی لباسهای خوبش تنش نبود که لخت بود...

5 - جنتلمن باشید : این خیلی مهمه! رفتار اجتماعی میتونه نقطه تمایز بین یک بازنده و یک برنده باشه. اصولا وقتی دخترها از پسری خوششون میاد, اولین عبارتی که براش بکار میبرن اینه : "جنتلمن". جنتلمن بودن ریزه کاریهای فراوونی داره که خود من هم گاهی یادم میره همشون رو رعایت کنم ولی بعضی از اصل کاریاش اینان : مودب باشید, آهسته صحبت کنید, حرف دیگران رو قطع نکنید, هرگز و تحت هیچ شرایطی فحش ندین, به خانمها در هر سن و مرتبه ای احترام بگذارید, به دیگران زل نزنید, به اشتباه دیگران نخندید, در موقع ورود یا خروج خانهما مقدم هستند, اگر نشسته بودید و یک خانم ایستاده بود حتما جای خودتون رو به ایشون بدید و ...

6 - جسور باشید : سوای اینکه جیمز باند یک جاسوس بود و پیشوند 00 در شماره اش به معنی "مجوز برای کشتن" بود؛ جیمز باند شخصیت فوق العاده جسوری در روابط اجتماعی بود. شما هیچ وقت نباید از نزدیک شدن و حرف زدن با یک دختر بترسید. باید یاد بگیرید زمان مناسب رو برای شروع صحبت با یک دختر پیدا کنید و اصلا ترس و تردید رو به خودتون راه ندید. فراموش نکنید که جسارت, خاصیتیه که دخترها عاشقش هستن. مثلا اشتباهی که اکثر پسرها میکنن اینه که وقتی میخوان برای اولین بار کسی رو ببوسند ازش اجازه میگیرند! اصلا اینکارو نکنید, با اینکار از نظر اون دختر یک ترسو به حساب میاین! اگه واقعا نمیتونید تشخیص بدین که چه زمانی برای بوسیدن یک دختر مناسبه, بهتره که قید دوست شدن با دخترها رو بزنید...

7 - قاطع باشید : بعضی از پسرها واقعا باعث آبروریزی بشریت هستن! شما نباید به تمام چیزهایی که دخترها میگن با "بله" جواب بدین. البته منظورم این نیست که لجبازی الکی بکنید, اما تو مسائلی که سلیقه ای هستند, لزومی نداره حتما تظاهر کنید که موافق نظر دخترها هستین. یاتون باشه که شما مرد هستید نه یک موش! چرا باید همیشه پسرها نگران از دست دادن دخترها باشن!؟ مطمئن باشید که به محض اینکه برای اولین بار روی نظر خودتون پافشاری کردید, ورق کاملا برمیگرده و دخترها نگران از دست دادن شما میشن. اما باز هم تکرار میکنم, قاطع بودن به معنی دگم بودن و خشک مغز بودن نیست؛ حرف منطقی رو از هر کسی قبول کنید اما زیر بار حرف زور نرید. دوست دختر شما آخرین دختر موجود در دنیا نیست! همیشه نفر بعد در راهه...

 
دوباره(درسهایی از جیمز باند - قسمت اول
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

سلام دوستان سعی دارم این وب لاگ رو دوباره  با همکاری شما دوبراه  راه بندازم ممنون می شم نظرات خودتون رو بگین

بدون شک یکی از معروف ترین و محبوب ترین شخصیتهای فیلمها در بین اکثریت دخترها کسی نیست جز : "جیمزباند". مامور 007 سرویس امنیتی علیاحضرت ملکه انگلیس : خوشتیپ, با شخصیت, خوش رفتار, زرنگ, خونسرد و خوش زبان و فوق العاده مورد توجه زنها, چه دوست و چه دشمن. خوب, پسرهایی که فیلمهای جیمز باند رو میبینن اگه ازشون بپرسین که چرا باند همیشه دخترها رو به خودش جذب میکنه و تو هر فیلمش معمولا 3 الی 4 تا "عملیات" موفقیت آمیز داره, همه جواب میدن : "خالی بندیه!" :)



خوب, من یه خبر جالب براتون دارم, نه تنها خالی بندی نیست, بلکه در تعداد دخترها مقدار زیادی صرفه جویی هم شده! بهتون اطمینان میدم که اگر شخصیت جیمز باند حقیقی بود, باید از دست دخترها هر سه ماه یکبار محل زندگی و شماره تلفن و هویت خودشو عوض میکرد. فکر کنم موضوع به اندازه کافی براتون جالب شد. من میتونم راهی رو بهتون نشون بدم که بدون اینکه مثلا برین انگلیس و در سرویس امنیتی استخدام بشین, تبدیل به یک نسخه کامل از شخصیت جیمزباند بشین, البته منهای دشمنهای پردردسرش و بعلاوه هیجان بیشتر. میگین نه؟ ببینید :



1 - از اطلاعات حفاظت کنید : شما باید تصور کنید که واقعا یک جاسوس هستید و تمام دخترها و تقریبا اکثر پسرهای اطراف شما, ماموران مخفی دشمنن. اطلاعات شخصی, گذشته, اینکه با چند نفر دوست بودید, اعضای خانوادتون, چیزهایی که دوست دارید و بخصوص بیوگرافیتون, مثل اطلاعات محرمانه کشورتون میمونه! هرگز "به طور داوطلبانه" در مورد خودتون اطلاعات به دخترها و حتی پسرها ندین. همینکه اسمتون و احتمالا سنتون رو بگین کافیه. مجبور نیستین دروغ بگین, فقط همه حقیقت رو نگین. یکی از مهمترین مهارتهایی که با تمرین زیاد باید یاد بگیرین, اینه که بتونید هر سوالی رو با سوال جواب بدین, مثلا اگه از شما بپرسن که از چه فصلی خوشتون میاد, جواب درست مثلا پاییز نیست؛ جواب درست اینه : "از چه نظر؟". اما اگه سوالی کردن که مجبور شدین جواب بدین, زیاد مهم نیست, مهم اینه که اصلا و ابدا به صورت "داوطلبانه" در مورد خودتون حرفی نزنید! :)



2 - اطلاعات رو جمع آوری کنید : دقیقا برعکس مورد بالا که دیگران نباید راجع به شما چیزی بدونن, شما باید راجع به اونها همه چیز رو بدونید! همیشه ازشون در مورد خودشون سوال کنید, دقیقا مثل یک جاسوس, شما باید از کوچکترین چیزهای هر دختری که میخواید بهش نزدیک بشین اطلاع پیدا کنید. سوال کردن چندتا خاصیت عمده داره, اولا همیشه اونها در حال جواب دادن به سوالات شمان و وقتی برای سوال کردن از شما ندارن. ثانیا, به هر سوالی که جواب میدن, بیشتر و بیشتر به شما اعتماد میکنن و به شما نزدیک میشن. البته یادتون باشه که واقعا باید به جوابها گوش بدین و مثلا با تکون دادن سر یا گفتن چیزهایی مثل آره یا درسته, نشون بدین که به جوابی که اونها میدن اهمیت میدین. باید بدونید که معمولا از روی هر جوابی, میشه سوال بعدی رو طرح کرد.



3 - اطلاعات رو طبقه بندی کنید : شما باید از اطلاعاتی که بدست میارن, حداکثر نگهداری رو بکنید, هیچ چیز در مورد یک دختر نباید از یادتون بره! شماره تلفونش, تاریخ تولدش, غذایی که دوست داره, رنگی که دوست داره, اسم دوستاش, اینکه رابطشون باهاشون چطوره, اعضای خوانوادش, سلیقه های مختلفش, خلاصه هر چیزی که فکرشو میکنید. این اطلاعات بعدا خیلی به دردتون میخوره, مثلا اینکه چه کادویی براش بخرید, کجا میتونید ببریدش, چطور باهاش برخورد کنید و غیره... اصلا به حافظتون اطمینان نکنید! یه سر رسید بخرید و تاریخهای مهم مثل روز تولد افراد رو توش علامت بزنید. حتی بد نیست برای دوست دخترتون, پرونده تشکیل بدین و کلیه اطلاعات رو توش ثبت کنید؛ یادتون باشه که جمع آوری اطلاعات هیچ وقت تموم نمیشه و حافظه هم معمولا غیر قابل اطمینانه

 


 
کارهای ازاردهنده خانومها
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
سلام دوستان من کیارش هستم با کسب اجازه از پیشکسوته ما از امروز من هم مثل بقه دوستان چنتا مطلب براتون اماده کردم خوشحال می شم نظراتتون رو بگین ببیند ممنون امروز می خوام در مورد مطلبی صحبت کنم با حاتون که بیشتر روی صحبتم با خانومهاست و اون هم کارهای ازاردهنده خانومها رمزی صحبت ميكنند جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود. می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود! تجاوز به حریم شخصی همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند. به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟ بیش از اندازه احساساتي می شوند آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است. البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟ آنقدر خريد می کنند تا از حال بروند هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند. اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد. پیوسته صحبت می کنند متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم یاد بگیرید آنها را تحمل کنید ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند. ادامه دارد...
 
چند نکته برای اقایان (نوشته مهشید)
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
در این قسمی لیستی از اعضایی که آقایون معمولا به این دلیل که تصور می کنند خانم ها به آن قسمت ها اهمیت نمی دهند، آنها را تمیز نکرده و مراقبت های لازم را در موردشان انجام نمی دهند، را برایتان آورده ایم. امیدواریم پس از مطالعه لیست زیر، جزء افرادی باشید که از این نقاط مراقبت کافی می کنند و اهمیت آن را می دانند. 1- ابرو او انتظار ندارد که ابروهای شما همانند خودش کاملا دارای فرم باشد، اما ابروهای پر و در هم و بر هم نیز، چیزی نیست که او انتظار دیدنش را داشته باشد. در این مورد چه کنید: اگر شما جز آن دسته از مردهایی هستید که ابروهای پری دارند، باید درست کاری را انجام دهید که خانم ها انجام می دهند: ابروهایتان را بردارید. فقط کافی است موهای بین دو ابرو را بردارید (فقط موهایی که وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد دارید موهای بیشتری را بردارید، بهتر است نزد یک آرایشگر بروید تا او این کار را برایتان انجام دهد. 2- ناخن دستان شما نقطه ای هستند که مطالب بسیاری در مورد نظافت و بهداشت شخصی شما را در اختیار او قرار می دهند. پس اجازه ندهید تا ناخن های چرک و کثیف شما را از دور خارج کنند. در این مورد چه کنید: لازم نیست هر هفته مانیکور کنید تا ناخن هایتان فرم داشته باشند، بلکه فقط کافیست از داروخانه یک عدد سوهان خریداری نمایید و سختی ها و لبه های تیز آنرا صاف کنید. هیچ خانم دوست ندارد، کسی او را با ناخن های بد فرم و ناصاف در آغوش بگیرد. 3- پوست هیچ خانمی نمی تواند از لمس کردن پوست لطیف و صاف اجتناب کند. آیا این دلیل کافی نیست تا شما را ترغیب به داشتن پوستی لطیف و شاداب نماید؟ در این مورد چه کنید: خانم ها به وسیله کرم های نرم و مرطوب کننده با خشکی پوست در سرما مبارزه می کنند، آقایون اغلب این کار را انجام نمی دهند. لازم نیست موشک هوا کنید؛ فقط یک قوطی نرم کننده (ترجیحا بدون بو) خریداری کنید و آنرا مرتبا بر روی پوست خود بمالید تا خشکی ها از بین بروند. افرادی که پوست های چربی دارند، باید نمونه هایی را خریداری کنند که بدون روغن (oil free) باشند، به این ترتیب مشکلاتان به اسانی حل خواهد شد. 4- پا ترک پا، قارچ های موضعی، ناخن ها بلند انگشت های پا، و بوی بد آن می تواند به راحتی او را از برقراری رابطه با شما منصرف کند. متاسفانه زمانی که شما کفش هایتان را در می آورید اولین چیزی که یک خانم به آن توجه می کند، همین موارد هستند. اگر نتوانید از این قسمت پنهان بدن خود به خوبی مراقبت کنید، او ممکن است تصور می کند که توانایی مراقبت و نگهداری از سایر اعضای مخفی را نیز ندارید. در این مورد چه کنید: اگر پودرها و پمادهای روی میز جواب نمی دهند باید با یک پزشک در این مورد مشورت کنید. 5- موی بینی/ گوش من موی گوش و بینی یک مرد را با سبیل های بلند و نمایان یک خانم برابر می دانم. یک خانم برای از بین بردن سبیل ها، آنها را موم می اندازد، دکولوره می کند و هر کار دیگری که از دستش بر آید در این زمینه انجام می دهد. آیا شما نیز نباید همین کار را انجام دهید؟ در این مورد چه می کنید: در این قسمت یک راهنمای ساده وجود دارد که باید آنرا اجرا کنید: زمانی که موهای گوش و یا بینی آنقدر بزرگ شده باشند که از سوراخ ها بیرون بزنند، باید نسبت به کوتاه کردن آنها اقدام کنید. 6- دندان لبخندی با دندان های درخشان تحت هر شرایطی همه چیز را به نفع شما بر می گرداند. دندان های لکه دار، زرد، و پلاک دار او را به راحتی به سمت دیگری منحرف میکند. در این مورد چه کنید: اگر مشکلات دندان هایتان بیش از اندازه حاد شده باید، نزد دندانپزشک بروید؛ اما اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، بهتر است یک خمیر دندان سفید کننده و دهان شویه خریداری کنید. البته باید اشاره کنم که استفاده کردن از آنها را نیز از یاد نبرید. 7- کمر کمر شما شهوت انگیزترین نقطه بدنتان است، البته نه زمانی که پر است از جوش و موهای زائد. در این مورد چه کنید: اگر مشکل شما جوش های غرور است، از کرم و یا لوسیون های پاک کننده استفاده کنید. در مورد موها هم اگر مقدار آنها کم باشد اصلا مسئله ای نیست، تا به حال کمی مو هیچ کس را اذیت نکرده اما اگر مقدار آن بیش از حد نرمال است باید به سالن زیبایی بروید و آنها را اپیلاسیون کنید .
 
در مدت 30 دقيقه شيك و زيبا شويد(نوشته رضا)!
ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
نبـود وقـت کـافی بـه منظور آماده شدن برای رفتن به محل
کـار و یا اولـیـن مـلاقات، بـهـانـه خــوبی برای درست لباس
نپوشیدن و تمیز نکردن فرد، به شمار نمی رود.

شـمـا بـایـد در هـر حـالتی دوش بگیرید، موهایتان را مرتب
کنید، و مطمئن شوید که هر سانتیمتر از بدنتان در بهترین
وضـعـیـت ممـکـن قـرار دارد؛ فقـط در ایـن حـالـت اسـت کــه
مـیتوانید بیشترین تـاثـیر را بر روی طرف مقابل بگذارید. اما
در عـیـن حال بـاید تحت هر شرایطی خونسردی خودتان را
حـفظ کنید. کافیـست یـک نـفـس عـمـیق بکشید و این 10
مرحله را دنبال کنید. بیشتر از نیم ساعت طول نمی کشد
که شما خوش تیپ تر از همیشه به نظر برسید.


مرحله1- شستن سر و بدن
من صبح ها از گرفتن دوش های طولانی مدت لذت می برم. اما متاسفانه زمانی که عجله داشته باشید، برای اینکه سر موقع آماده شوید باید زمان حمام خود را به حداقل برسانید. این کار را در مدت زمان کوتاه انجام دهید و آب را ولرم کنید، چرا که اگر آب خیلی داغ باشد، پوستتان خشک می شود.

ابتدا موهایتان را بشوید و آب بکشید. برای اینکه در وقت صرفه جویی کرده باشید در حین مدتی که نرم کننده را بر روی موهایتان گذاشتید می توانید سایر قسمت های بدنتان را بشویید (همچنین می توانید برای کوتاهتر شدن زمان دوش گرفتن، از محصولات دو کاره ی شامپو و نرم کننده استفاده کنید). من همچنین پیشنهاد می کنم برای بدن خود از شوینده های مایع که دارای نرم کننده هستند استفاده کنید. (صابون های قلیایی تا حد بسیار زیادی باعث خشک شدن پوست می شوند.)

مدت زمان تقریبی: 6 دقیقه


مرحله 2- شستن صورت
صورت اولین جایی است که در زمان ملاقات، دیگران به آن توجه می کنند، پس باید مطمئن باشید که تمیز و سلامت است. شاید یک کرم پاک کننده به شما کمک کند؛ بد نیست روی یکی از آنها سرمایه گذاری کنید. با این کار تمام چین و چروک ها و ناصافی ها پنهان شده و پوست لطیف و شادابی پیدا می کنید.

بیش از اندازه از پاک کننده ها استفاده نکنید چراکه ممکن است پوستتان خراشیده شود. همچنین باید توجه داشته باشید که نباید به طور روزانه از این نوع پاک کننده ها استفاده کنید. یک یا دو بار در هفته کافی است. اما باید صوتتان را روزی 2 بار بشویید، به ویژه اگر پوست صورتتان اکنه ای و پر جوش است.

مدت زمان تقریبی: 2 دقیقه


مرحله 3- تراشیدن ریش ها
بهترین راه ریش تراشی در حمام به کمک یک آینه ضد بخار است. همچنین می توانید این کار را پس از اتمام دوش گرفتن زمانی که هنوز حمام بخار دارد، انجام دهید. آب گرم پوست شما را نرم می کند، تراشیدن ریش ها را آسان کرده، و احتمال خراشیدگی و بریدگی را کاهش می دهد.

پوست صورت خود را به طور کامل با ژل یا خمیر ریش کف آلود کنید تا از ایجاد خراشیدگی به وسیله تیغ جلوگیری شود. شما که وقت اضافی ندارید تا بر روی زخم هایتان مرحم بگذارید. سپس مقداری after shave بر روی پوست خود بمالید تا پوستان آرام شده و در عین حال مرطوب هم بشود.

مدت زمان تقریبی: 5 دقیقه


مرحله 4- کوتاه کردن ناخن ها
کوتاه کردن ناخن ها پس از دوش گرفتن بهتر است، چراکه ناخن ها نرم تر می شوند و بنابراین کوتاه کردنشان راحت تر می شود. پس از گرفتن ناخن ها جمع کردن و به دور ریختن آنها فراموش نشود.

مدت زمان تقریبی: 2 دقیقه


مرحله 5- استعمال ادوکلن
زمانی که از اسپری های خوشبو کننده بدن، ضد تعرق ها، و مام (یکی از بهترین روش ها برای جلوگیری از ایجاد بوی بد بدن) استفاده کردید، زمان آن می رسد که مقداری ادوکلن نیز استعمال کنید. (اما بیش از اندازه این کار را انجام ندهید) ادوکلن را باید روی نبض های خود اسپری کنید (به عنوان مثال روی مچ، پشت گوش، زیر گلو و ...) به خاطر داشته باشید که هدف شما این است که تنها بوی خوبی بدهید نه اینکه خودتان را از ادوکلن اشباع کنید.

مدت زمان تقریبی: 1 دقیقه


مرحله 6- مرطوب کننده
بیشتر آقایون دوست ندارند پوستشن را چرب کنند اما این کار برای از بین بردن پوست زبر مفید است. باید صورت و بدن خود را هر روز مرطوب کنید. فقط باید دقت کنید که برای صورت و بدن به طور مجزا باید از دو نوع مرطوب کننده استفاده کنید؛ به ویژه اگر پوستتان حساس است.

مدت زمان تقریبی: 1 دقیقه


مرحله 7- لباس پوشیدن
در این مورد شما باید از قبل بدانید که دقیقا چه لباس هایی را می خواهید بپوشید. به خاطر داشته باشید که عجله دارید؛ بنابراين لباس هایی را انتخاب کنید که نیاز به اتو کشیدن نداشته باشند و به راحتی با سایر لباس ها ست شوند.

مدت زمان تقریبی: 6 دقیقه


مرحله 8- آراستن موها
درست کردن موها برای اکثر مردها زمان زیادی می گیرد. شاید دلیل آن، این باشد که بیش از اندازه از محصولات زیبایی استفاده می کنند و همچنین دوست دارند خودشان را زیاد در آینه نگاه کنند.

بهتر است محصولات با کیفیت را خریداری کنید چرا که مدت زمان بیشتری دوام دارند، 90% در وقت شما صرفه جویی می کنند، میزان کمی از آن، موهای شما را به حالت دلخواه در می آورد. از طرف دیگر محصولات بی کیفیت موهای شما را چرب و روغنی جلوه می دهند.

مدت زمان تقریبی: 3 دقیقه


مرحله 9- مسواک زدن دندان ها
باید دندان ها، زبان، و سقف دهان خود را مسواک بزنید تا باکتری هایی که باعث ایجاد بوی بد دهان می شوند از بین بروند.

ترفند صرفه جویی در وقت: در حمام مسواک بزنید.

مدت زمان تقریبی: 3 دقیقه


مرحله 10- چک کلی
بالاخره در آینه نگاهی بیندازید و ببینید که آیا همه چیز بر طبق میلتان شده.

مدت زمان تقریبی: 1 دقیقه


حالا آماده رفتن هستید؛ من هم بیشتر از این وقتتان را نمی گیرم. فقط به خاطر داشته باشید که با برنامه ریزی مناسب و منظم می توانید هر کاری را بهتر انجام دهید.

تا دیدار آینده؛ خودتان را خوش تیپ نگه دارید!
 
شما باید حساب کنید...
ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
در اولین ملاقات
تاثیر گذاری اولیه از اهمیت خاصی برخوردار است. زمانی که موقع پرداخت صورت حساب ها فرا می رسد، شما باید پیش قدم شوید و اگر خانم تمایلی به پراخت پول نداشت، بهتر است با کمال میل مسئولیت آنرا به عهده بگیرید. اما به خاطر داشته باشید که باید این کار را فقط در مراحل اولیه انجام دهید. پرداخت صورتحساب تنها نشان دهنده شخصیت شما نیست بلکه حس مسئولیت، استحکام و خوش مشرب بودن شما را نیز نشان می دهد. خانم ها از این کار خوششان می آید. با این کار به آنها در تصمیم گیری برای ادامه ارتباط کمک می کنید.

اگر شما از او دعوت بعمل آوردید
در چنین شرایطی باید از خود بپرسید که "کی از کی خواسته؟" اگر شما از او دعوت کردید تا با هم به بیرون بروید بنابراین باید تمام هزینه ها را هم به عهده بگیرید. بهتر است همیشه برای حساب کردن آماده باشید. هیچ چیز رقت آور و دردناک تر از این نیست که یک مرد به اندازه کافی پول در جیب خود نداشته باشد که بتواند صورتحساب را پرداخت نماید. و در جهان امروزی که همه مشکلات مالی با کارت های اعتباری حل می شود، نباید در مورد این مسائل با مشکل مواجه شوید.

یک برنامه خاص
برای وقایع ویژه مثل سالگرد آشنایی، جشن تولد خانم ، شامهای تعطیلات، و حتی جشن گرفتن برای موفقیت ها او (مثل پذیرفته شدن در یک شغل جدید و یا قبولی در دانشگاه) شما باید حساب کنید. این کار باعث می شود که فردی دست و دلباز و با کلاس جلوه کنید. در ضمن با این کار نشان می دهید که تا چه حد به او افتخار می کنید. البته باید خیلی مراقب رفتار خود باشید و طوری برخورد نکنید که او متوجه شود که میزان هزینه پرداختی چه مقدار بوده است. این حرکت بسیار زشت و دور از ادب می باشد! لبخندی بزنید و بگویید "این دفعه رو من حساب می کنم، عزیزم"
 
← صفحه بعد